ستاره ها و دلتنگی

دیشب هوا ابري بود
ماه در آسمان نبود
و ستاره ها
و من مانده بودم که قصه دلتنگي اتم را براي که بگويم
آخر آن ها تنها مشتريان قصه هاي دلتنگي
راستی هویزه هوای چه طور بود
مهتابی؟ پر از ستاره؟
جای من خالی ...نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تقاضا

میشه سرمو بزارم روی شونه های مهربون شما و
زاااااااااااااااارررررررررررررررررر بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظرات الکی

تمام نظرات الکی را دیلیت می کنم
کسی حرف دل آدم را نمی خواند این روز ها

تو چرا؟؟؟؟؟؟

دیگران خودشان را تبلیغ می کنند
رو زاویه نگاه من
تو چرا این کار را نمی کنی؟؟؟؟
یعنی این روز ها اینقدر کم به تو خیره شده ام؟؟؟؟؟؟؟

 

دعوا

دیشب ۷۰ دقیقه با یک دانشجو حرف می زدم
بعدش تلافی اش رو سر حسین علم الهدا خالی کردم
گفتم خیلی نامردی
فکر کردی شهید شدی تموم شد؟
حالا من چه کار کنم با این دنیای بلبشوی... خدایی خیلی نامردی حسین

باید چشید

میگه با یک نگاه انتزاعی داریم حرف می زنیم
هم من
هم شما
ما که تجربه نداریم
میگم ژس بس کینم ها حرف نزنیم دیگه
میگه نه برای بحث خوبه ...اما در عمل.... من باید عمل کنم

پ.ن: شهادت را نمی شود تعریف کرد. شهادت را باید چشید..... شاید مسیر را اشتباه آمده ام من ها؟؟؟؟؟؟؟

خبرت هست؟

سلام حسین
شماره تمام روز هایی رو که بهم سر نزدی و دیگری به جای تو سر زد داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بغض دارم کاش به یاد ما هم باشی آن بالا

حال خراب

شدیدا نیاز به کمک دارم
حالم خیلی بد
اختیار دلم دست خودم نیست
کاش ..........

چراغ برات

سلام شهدا
امشب چراغ برات هست
گفتیم ما هم از شما بی نصیب نباشیم
ما رو یاد کنید لطفا

برای دستهایت

دست هایت امانت فرستاده شد به آسمان
برای اینکه
زمین به حرمت دستهایت
هیچگاه بی باران نباشد

پ.ن: دستم بگیر بی دست عاشق