قطار ری

 دلم تنگ شده برای متروی تهران
برای قطاری که ایستگاه آخرش ری نیست
سوغات گندم ری
اگر تقوا نداشته باشی
جز سر بریده حسین (ع) نیست
دلم تنگ شده برای متروی تهران
برای ایستگاه آخرش
برای قطاری که دل را می برد
تا حرم
تا نگاه روشن روح الله
آنقدر در آن ایستگاه آخر شهید گمنام نشسته است
که هر چه قدر هم که قطار شلوغ باشد
به هر کدام یک شهید گمنام می رسد
از شهدای گمنام که بگذریم
دلم لک زده برای شوخی با باهنر
برای رجایی ، بهشتی، هفتاد و دو تن...برای مرتضی.. برای شهدای غریب سال 57
برای آشی که پنج شنبه ها مادران شهید بر مزار پسرانشان می پزند
آشی که البته یک وجب روغن رویش نیست
یک وجب خون ، زیرش است
با اجاق خون شهیدان روشن می شود زیرش
خونی که باید
روشن بماند تا بیاید
منتقم تمام خونه های به ناحق ریخته شده
دلم برای متروی تهران تنگ شده
برای قطاری که
بعد از توقف در ری
اهل تقوا را می برد
تا بهشت
تا بهشت گم شده زهرا(س)
شاید گوشه ای از قطعه شهدای گمنام
مزار مادر سادات باشد
کسی چه می داند

بوی یاس

 

بوی یاس پیچیده در مشام شهر
رد بو را می گیرم
می رسم به کوچه ای باریک
به باریکی عبور یک زن
همراه کودکی 6 ساله
شامه ام را پر از رایحه ی یاس می کنم
خاطرات کودکی ام
قل می خورد توی ذهن خسته ام
آن سوی خاطرات کودکی و نوجوانی ام کسی است
شبیه یک یاس زخمییییییییییی

پ.ن: بچه گی عالمی داشتیم با بوی یاس

لالایی محسنی

 

محسن جان(ع)
مادر دوست داشت
تو را در آغوش بگیرد و برایت لالایی بخواند
مثل وقت هایی که حسن(ع) کوچک بود و برایش می خواند:
حسن (ع) جان مثل پدرت باش، شجاع، استوار و...
حسن (ع) مثل بابا بود....شجاع، استوار، مظلوم و صبور
وتو......
قبل از ولادت، قبل از لالایی
مثل بابا بودی
مظلوم ، مظلوم، مظلوم، مظلوم

شکقتنی شگفت پشت در

تقدیم به اولین شهید و شهیده مظلوم دفاع از ولایت
آه مادر
من نام تو را در هیچ فضای ناپاکی جستجو نمی کنم
اینجا گوگل نیست
اینجا دیدگان تر من
نام تو را در اشک های زلال زینبین(ع) و حسنین(ع)
جستجو می کنم
هر وقت دلم برایت تنگ می شود
دلم را بر می دارم و می روم و سر می گذارم
به دیوار بقیع
راستی گیرم آن دو با تو بد کردند
شیعه چه گناهی داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن: روز اول ربیع، سال گذشته، کز کرده بودم گوشه ای و گریه می کردم.
مادر گفت : بسه دیگه روضه تمام شد. دیروز باید گریه می کردی
گفتم: روضه تازه از فردا شروع می شه مامان.
از فردا که مردم مدینه بگن علی (ع)به فاطمه بگو یا روز گریه کنه یاشب
از فردای که کوچه های بنی هاشم زنی را ببیند که با پهلوی شکسته
دو تا غنچه کوچولو
تا مرد کوچک و شکسته یکی 6 ساله ، یکی 5 ساله
این ها تنها لشگر فاطمه اند برای دفاع از ولایت
دفاع از امام زمان خودش(ع)
آه مادر کاش نفرین می کردی
کاش نفرین می کردی که از خفاش ها نسلی نمی ماند
و امروز درست ۷۵ روز است که روضه شروع شده
روضه در نیم سوخته
و غزل گریه امشب من
میخ گداخته است

امام مظلومم علی النقی علیه السلام

قبل نوشت : این مطلب را قبلا در جایی دیگر نوشته بودم و امروز به بهانه پخش سریال سخیف پایتخت ۲ آن را باز نویسی میکنم . امروز در جایی می خواندم که یخش مجدد این سریال فرصتی دوباره برای هتاکان است
و سوال من از مسئولین امر این است: آیا تا کی باید ائمه در یک کشور شیعی این همه مظلوم باشند

اینکه یکی بیاید علیه امام هادی علیه السلام جریان مجازی راه بیاندازد یا آوازی بخواندیا...دل بچه شیعه ها را به درد می آورد اما از امام چیزی کم نمی شود.
عاشورا را به خاطر بیاوریم .امام حسین علیه السلام الان کجای تاریخ است؟قاتلان او کجا؟
امام حسین زنده است تا بشرت زنده است. این دیالوگ مختار نامه از قول ابن زیاد ملعون یادتان هست؟ این خون حسین تمامی ندارد
پس من به توهین کنندگان بی شرم فقط می گویم: عرض خود می بری و زحمت ما می داری

پ.ن:راستی چرا این همه از ائمه واهمه دارند؟؟؟؟راستی تر امام هادی علیه اسلام چه ویژگی خاصی دارند.دارم زندگی ایشان را مطالعه می کنم.امید وارم پاسخ را بیابم

اینجاراهم رپ، لیاقتش پورنوگرافی است


دردهای حسنی

بعضی درد ها حسنی اند
فقط باید مز مزه شان کرد
بعضی درد ها را باید از سقیفه تا کوچه
تا پشت در
تا نیمه شب های مدینه
مزمزه کرد
و بعد ذره ذره
به تشت ریخت

بعضی درد ها را باید
تا صبح ظهور
مز مزه کرد

بعضی درد ها حسنی اند
تا مغز استخوان ادم نفوذ می کنند

بعضی درد ها حسنی اند(ع)
درد را از هر طرف که بنویسی
باز درد می شود
درد های حسنی ولی چیزی دیگریست
از هر طرف که بنویسی
می شود
کوچه.......
بغض.......
مسمار در و.....
وداداش کوچیکه ای که ...........

پ.ن : آجرک الله یا ایها المجتبی فی مصیبت امک المظلوم...........

بابای زهرا

صدای اذان بلند است
شهادت می دهد که بابای زهرا (س) فرستاده خداست
و شوهرش حجت خدا

و من دلم کودک خردسالی است که
دلخوشی هایش را گم کرده است
و شاید در کوچه ای بن بست
مادرش را

مادری که بابایش فرستاده خداست

پ.ن: چه خوبست که هنوز که هنوز است مناره ها فریاد می کنند. حق با علی(ع) بوده و هست. با همان اولین مظلوم عالم
تا شهادت بانو چیزی نمانده

بغض وسکوت

همه ی عمر
6سالگی اش را
بغض کرده بود
مردی که در گذر گاه کوچه
مادر مهربانش به اشاره گفت
از این ماجرا چیزی به بابا نگو

همه عمر بغض و سکوت ....

چادر مشکی نو

به نام خدای یاس(س) و پروانه ها

امسال اولین چیزی که نو کردم
چادر مشکی ام بود
امروز در سال روز
خاکی شدن چادرت
و به یاد پهلو شکسته ات
تا یادم بماند
چادرم یادگار توست

View Image

سفره تک سین

آنقدر روضه ی عباس خوانده ام امسال
که سفره ام با یک سین
کامل می شود و فاخرتر از هر سال
ســـــــــــــــقـــــــــــــــــا

رسول باران


باز هم سی و یکمین روز چله نشینی آستان شهدای سادات: شهید سید رسول علایی

رسول جان
می گویند تو مثل عمه ی خردسالت در اسارت بوی یاس شنیده ای و پر کشیده ای
می گویند تنومند بودی و هیکلی و ورزیده
می گویند وقتی عکس جنازه ات را برای مادرت فرستادند گفت: این پسر من نیست
می گویند: کیلومترها دور از زادگاهت در قبرستان نینوا جایی است که بدن مطهرت را به خاک سپرده اند
نه به امانت گذاشته اند تا روزی که او با لشگری از شهیدان خواهد آمد
می گویند : خوابت را دیده اند
خواب دیده اند در بالای قله ای رفیع زیارت گاهی داری
می گویند از داخل مشبک های ضریح گمشده ات که به داخلش نگاه کرده اند:
مادرت زهرای اطهر را دیده اند که خم شده و بر خاک تربتت بوسه می زده و اشک می ریخته

رسول جان
تو اگر چه مظلوم شهید شده ای .
در اسارت و به دست گرگ ها لشگر صدام.. به بهانه یک یرقان ساده
آخر مگر یرقان هم می تواند انسانی را از پا در بیاورد
آن هم تو را که ورزشکار بوده ای و ورزیده بدن
رسول جان
تو اگر چه مظلوم شهید شده ای چون عمه ی خردسالت حضرت رقیه بانو
و اگر چه تربت پنهانی داری چون جده ات زهرا سلام الله علیها
و اگر چه دور از وطن و در غربت به خاک سپرده شده ای چون جدت امام غریبان

با این همه رسول بارانی رسول جان
تشنه گی جان مرا دریاب
تو را به جان مادرت زهرا (س)

با تشکر از برادر آزاده آقای حسین جعفری که سهمی از دلتنگی های قشنگشان به ما دادند

مجتبی

مرد تنها رو کرد به بچه ها
جای مادر خوب است. آرام باشید گلهای نازنینم
و بعد همه را یکی یکی آرام کرد
بوسید و خواباند
اما
امان از مجتبی
هر چه کرد آرام نشد که نشد
شاید صدای مادر نمی گذاشت دل به نوازش بابا بسپارد
صدایی که می گفت : از ماجرای کوچه چیزی به بابا نگویی ، مجتبی

برای مظلومیت علی علیه السلام

کلاس نهج البلاغه گذاشته بود.
قرار بود بعد از مطالعه فیش هایشان را بیاورند  و بررسی شود.
نفر اول: ببخشید سرما خورده بودو...
نفر دوم: مادرم...
نفر سوم:....

رفت بیرون و شروع کرد های های گریه کردن
پرسیدند : برای چی گریه می کنی؟ برای کم کاری بچه ها؟؟؟؟؟؟؟
گفت : نه برای مظلومیت علی (ع)

پ.ن: این اشک ها از چشم های فرزند علی(ع) شهید سید حسین علم الهدا بود که جاری شد.

میراث زهرایی

هشتمین روز چله نشینی در آستان شهدای سادات : با توکل به خدا و استعانت از امام هشتم علیه السلام و به یاد شهید سید هادی خوشنویس
پسر حضرت مادر باشی و تیر عدل اصابت کنه به پهلوی راستت
آقا سید هادی
درد پهلو چه طور بود؟
حالا تو اون بالا
توی بهشت
کنار مادر
دست میکشه به پهلوت و میگه: پهلوی منم درد میکنه پسرم
صبر داشته باش
مهدی (علیه السلام) میاد درست میشه
ان شا ءالله

دست های کودک را می گیرم
مشتقانه نگاهم می کند
نامت را بر زبان می آروم
نیت می کنم
و به یاد مادرت زهرا(س)
کامش را شیرین می کنم
چه قدر شیرین است این یاد و یاد ها
کلام شهید:
خدایا به تو شکایت می کنم از آنان که خود را مسلمان میدانند ولی امام زمان خود را نمی شناسند

زندگی نامه شهید در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مظلومیت مضاعف

این روزها
بوی همه چیز می دهد
جز امام چهارم
بلوار سجاد(ع)

روضه

دلم این روز ها
بی آنکه خودم متوجه بشوم
برای خودش
یواشکی
روضه ی کوچه و در ومیخ و....
می خواند

قرآن پهلو شکسته

فرمود: از میان شما می روم اما
دو امانت و میراث گرانبها برای شما باقی می گذارم
کتاب خدا و عترتم (اهل بیتم)
کتاب خدا را که به نیزه کردند
عترتش را هم
با ریسمان جهالت دست بستنددر کوچه سیلی زدند
به زهر نادانی مسموم کردند وسر بریدند و سرش را به نیزه کردندمثل قران

می فرمود: از میان شما میروم
و در میان شما دو میراث گرانبها باقی میگذارم
کتاب خدا و عترتم
و این دو از هم جدایی نا پذیرند
عترت را سر بریدند و سرش را به نیزه کردند مثل قران
چه قدر این دو میراث شبیه همند

پ.ن: بگذار یک بار دیگر علی (ع) تو را تلاوت کند برای تسکین دل یتیمان خردسالت.... ای قرآن پهلو شکسته

کم کم به عزای تو نزدیک می ویم یا زهرا

دعا

خدایاعاقبت دلم را ختم به خیر کن
ختم به حسین ابن علی علیه السلام
الهی آمین

غم سنگین

روان شناس ها می گویند: غم وقتی که مشترک شد سبک تر می شود. تحمل داغ و درد وقتی آدم همدرد داشته باشدسبک تر و راحتتر می شود.
چه حکایتی است در غم تو یا حسین (ع) از دیشب تا به حال دهها پیامک آمده به تسلای دل و هر پیامک، نه پیام تسلیت که پتکی بر سر و نمکی بر زخم هزار و چهار صد ساله دل است؟
و باز روا ن شاسان می گویند که زمان، درد را و داغ را از خاطر آدم می برد. پس این زخم چرا هنوز تازه است و از آن خون تازه بیرون می زند هر لحظه بعد از هزار و چهار صد سال ای حسین(ع)
روان شناسان می گویند: مید تحمل درد را آسان می کند. پس کی می آید منتقم که این درد تسکسن پیدا کند
مولای من، فدای تشنگی ات که هزار و چهار صد سال است عطش آزادگی می پراکند نام تو در عالم

به خاطر امام هادی(ع)

دوستان عزیز این صفحه برای مقابله با توهین کنندگان به ساحت امام هادی و ائمه اطهار راه اندازی شده. لطفا در پر بار شدن هر چه سریع تر صفحه کمک کنید و تا جایی که می تونید بازنشر کنید.

در مقابل تلاش یک مشت انسان بی دین باید ما هم تمام تلاشمون رو بکار بگیریم و نباید دست روی دست بگذاریم.
دوستان این صفحه رو باز نشر کنید تا به سرعت مطالب مفیدی درس قرار بگیره و انشاالله بزودی بتونی مطالب انگلیسی رو هم توش قرار بدیم و امام هادی رو به همه دنیا معرفی کنیم.

اجازه ندید ما رو به انفعال بکشونن.

هر کی دلش برای ائمه می تپه یا علی...

https://plus.google.com/u/0/105508623830178937259/posts

دوستانی هم که در گوگل پلاس فعال نیستن لطفا با معرفی این لینک در وبلاگ هاشون یا اطلاع رسانی از طریف ایمیل در ثواب این کار شریک باشن.

حسین

صدا میزنه
حسییییییییییییییینننننننننننن
و من
ناخود آگاه دنبال دلم راه افتم
که با شنیدن این کلمه
رفته بین الحرمین

عاشق

الهی عاشقم عاشق ترم کن
            عنایت بر من و چشم ترم کن
بسوزان از غمش خاکسترم کن
                  که من دیوانه ی یک یا حسینم
یا حسین