من تشنه ام
اما در تقدیر من
باران
اسیر سر انگشتان مردیست که
جمعه ها
بر تقدیر زمین
بوی یاس می پراکند

پ.ن : این هم به تو ای روح باران: تشنه ام . خیلی تشنه