دانشجوى شهید مجتبى عطایى خراسانى
  »او، مجتبى بود اما براى اسماعیل شدن انتخاب شده بود.و اسماعیل شدن را خوب مى‏دانست. در حالى که پدرش ابراهیم بودن را هنوز نیاموخته بود. او مى‏خواست به قربانگاه رَوَد با گامهاى محکم و استوار، بدون دغدغه و اضطراب. رُخَش قرمز شده بود، رنگ خدایى داشت. در راه شهادت آگاهانه گام بر مى‏داشت )باب فتحه‏اللَّه لخاصة اولیائه( دریافته بود و حقیقت فناء فى اللَّه را در شهادت مى‏دانست نه در یاوه گوییهاى صوفیانه. حضورِ خدا را شهادت در راه خدا مى‏دید. شهادت )عند ربهم( حجابها را از میان بر مى‏دارد )لیس بینه ستر( برترین نیکیها در شهادت‏طلبى است )لیس فوقه برٌ( آنچه راکه من نمى‏دانم و یا قلم را توان ترسیمش نیست. او براحتى راهش را انتخاب نموده بود.
از کتاب مسافران عرش ویژه نامه شهدای دانشجوی دانشگاه فردوسی