هوا سرد است ، هیچ برگی بر شاخه درختان نیست و درعین حال آسمان صاف صاف است. ماه شب چهارده از فراز آسمان حیاط خلوت دانشکده را به نظاره نشسته است. خدایا مثل امشبی در سال پنجاه وشش چه خبر بوده است؟ دلم می خواهد امشب به درازی هزار سال باشد و این ماه که اینچنین آرام و خاموش فقط نگاه می کند، سخن بگوید از روز گاری که حسین نفس می شکیده است در این جا...و من سراپا گوش باشم.19/10/78دانشکده ادبیات ، دانشگاه فردوسی مشهد..جایی که حسین روزگاری در ان تاریخ می خوانده اسj.