عطشی که به یغما رفت
از ازدحام جمعیت داخل حرم که بعضی هاشان با سوز و گداز نوحه میخواندند و بعضی در غفلت شکم بستنی میخوردند فرار کردم. بستنی؟ بله بستنی. نوشابه ، ساندیس ؛ آنهم از نوع تگری ......ازاین همه اسباب غفلت که تشنگی زائران را به یغما میبرد و نمیگذاشت تا حسین را بفمهمند، ببیند و تشنگی اش را درک کنند، دلم گرفت. 2/2/79 بیابان هویزه دور از ازدحام جمعیت
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 8:27 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.