شهید فتاحی
با رشد جریان انقلابى به رهبرى امام در تمامى حرکات و جریانات سهیم بود و با موج توفنده مردم به ساحل نجات انقلاب اسلامى رسید. در روزهاى انقلاب سرازپا نمىشناخت، تا توان داشت کار مىکرد و مىخواست موثر باشد. شکل و نوع عملش مطرح نبود و مىخواست رضایت خدا و امام را جلب نماید. به مسأله ولایت و اطاعت از ولى امر اهمیتى عجیب قائل بود. عشق و محبت حضرت امام در خونش عجین بود و دائماً گوش به فرمان بود تا در اطاعت کوتاهى ننماید، چون سهل انگارى و مسامحه در اجراى اوامر امام را گناهى بزرگ و نابخشودنى مىدانست و به همه توصیه مىکرد: »حال که اسلام حاکم شدو به لطف خدا، سلطه طاغوت و شیطان از بین رفت، نباید غفلت بکنیم باید از جان بکوشیم. وظیفه ماست که با پشتکار بیشترى در ساختن این کشور طاغوت زده وارد عمل شویم. این فرصت را نباید از دست بدهیم. این انقلاب باید در تمامى ابعاد، ارزشهاى خود را نشان دهد و ارزشهاى منحط و خرابیها را زائل نماید.
با فرمان امام مبنى بر تشکیل جهاد سازندگى با مشارکت فعالانه و دلسوزانه جوانان مؤمن و پرشور و علاقهمند به اسلام و انقلاب شهید حسین فتاحى که درد و محرومیت روستاییان را از نزدیک لمس کرده بود، جذب این نهاد مقدس گردید و مشتاقانه به خدمت مظلومین جامعه همت گماشت. او جهاد را نهایت آرزوى خدمتگزارى خود مىدید.
حسین در آن روزها خود را فراموش کرد، با آن معصومان و مهربانان زیستن نو را آغاز نموده خرداد سال 59 که چادر اردوى جهادسازندگى را در »دو چاهى« برافراشتند، دو چاهى )که محرومترین و در جنوبىترین روستاى سبزوار و در وسط کویر بود( با تلاش و از خود گذشتگى بىنظیر این شهید و افراد دیگر از جمله شهید محمد فاضل تا حدودى رنگ و روى آبادانى را به خود دید و هنوز هم بعد از سالها مردم روستاى دو چاهى نام و یاد آنان را به نیکى مىبرند.
دعاها و زمزمههاى عطرآگین شبانه شهیدان در سنگرها و محرابهاى ویران شده »سوسنگرد« در زیر خمپارههاى مزدوران بعثى همچنان در بهشت خوزستان طنین انداز است و جاویدان، او که همیشه به دنبال معشوق مىگشت تنها آرزویش رستن و پرکشیدن با هدف از این جهان خاکى بود و مىخواست عملى انجام دهد که رضایت خدا را برآورد روز شانزدهم دیماه 1359 در کربلاى هویزه، نور خدایى »الله ولى الذین آمنوا یخرجونهم من الظلمات الى النور« به قلبش تابید.
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.