نقل مى‏شود که »دانشجوی شهید هاشم شیشه‏چى، همیشه در ماه رمضان شخص نابینایى را که در کوچه آنها سکونت داشت به حرم امام رضا(ع)مى‏برد تا اینکه پس از شهادت او، فرد نابینا، در رمضان سراغ هاشم را از کسبه محله مى‏گیرد و مى‏گوید: »همیشه یک پسر جوان در ماه رمضان مرا به حرم مى‏برد و اکنون خیلى وقت است که او به من سرنزده«. کاسب متوجه مى‏شود فرد مورد نظر او هاشم است. پس به شخص نابینا مى‏گوید که آن شخص هاشم شیشه‏چى بوده که اکنون شهید شده است. شخص نابینا از شدت ناراحتى سرش رابه دیوار مى‏کوبد و بسیار گریه مى‏کند و در نهایت تأسف و تأثر مى‏گوید: »اى کاش مى‏دانستید که چگونه پسرى بود«.