آهای مسولین شهدا با شمایند
مطلبى با مسؤولین محترم دارم: مدتى پیش که به مشهد آمده بودم، چشمم به صحنه هایى افتاد که گریهام گرفت و آن شب تا صبح خوابم نمىبرد، با خود فکر مىکردم ما چه جوابى براى شهدا داریم، در حالى که روزانه دهها نفر از بهترین و پاکترین و مخلصترین جوانهاى این مملکت فقط براى اجراى احکام اسلام و اوامر امام در خون خود مىغلتند و قطعه قطعه مىشوند و مفقود الاثر و اسیر مىگردند اما عدهاى در پشت جبهه زیر سایه جانفشانىهاى آنان راحت و آرام زندگى مىکنند و به جاى قدردانى و سپاس و اعمالشان دهن کجى به آرمان این شهیدان مىکنند، آنان که به خاطر یک حرکت کوچک مردم، براى جلوگیرى از بى حجابى و بدحجابى از ترس، حجاب ظاهرى را حفظ مىکنند.
امروز مىبینیم که روسرىها عقب مىروند و لباسها تنگ مىشود و موسیقى از داخل مغازه و ماشینها به گوش مىرسد و هزاران بىبند وبارى دیگر. به والله قسم ناراحتى و درد ترکشهایى که به بدنم خورد به مراتب کمتر از درد مشاهده این صحنهها بود، مگر نه این است که ما براى ریشه کن کردن فساد انقلاب کردهایم، مگر جنگ را به خاطر رواج فساد و بى بندوبارى بر ما تحمیل نکردند؟ پس مسؤولین چه مىکنند؟ مگر بیانات امام را نمىشنوند؟ چرا اجازه مىدهید جوانهاى ما را به فساد بکشند؟ چرا اجازه مىدهید عدهاى هرزه و بى انصاف با سرنوشت انقلاب بازى کنند. مگر نمىدانید که اینها یک جریان است، آمریکا که از حمله نظامى مأیوس شده با این حربه به جنگ با انقلاب ما آمده و قصد محو اسلام را دارد. و شما اى امت اسلامى مبادا با دیدن خطایى از مسؤولین آن را به حساب انقلاب گذاشته و پشت به انقلاب کنید و ولایت را تنها بگذارید. در برابر مصائب صبور و مقاوم باشید هر مشکلى که براى ما پیش بیاید باید صبر کنیم که اینها آزمایشات خداوند است«.
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.