بوی تو در شهر
تقديم به شهيد علم الهدي"
از سحر عطر دل انگيز تو پيچيده به شهر
باز ديشب چه کسي خواب تو را ديده به شهر؟
گفت اخبار که "اهواز هوا طوفانيست"
بار ديگر نکند بال تو ساييده به شهر؟
رود اروند خبر داده به کارون که نترس
دلبر ماست گمانم که خراميده به شهر
مصلحت نيست هوا عطر تو را حفظ کند
شاهدم ابر سياهيست که باريده به شهر
شاهدم اين همه نخل اند که اذعان دارند:
هيچ کس مثل تو "آن روز" نجنگيده به شهر
همچنان هستي و مي جنگي و مي داني که
دشمنت دوخته از روي هوس ديده به شهر
مثل طفلي که بچسبد به پدر وقت خطر
شهر چسبيده به تو، خون تو پاشيده به شهر...
از سحر عطر دل انگيز تو پيچيده به شهر
باز ديشب چه کسي خواب تو را ديده به شهر؟
گفت اخبار که "اهواز هوا طوفانيست"
بار ديگر نکند بال تو ساييده به شهر؟
رود اروند خبر داده به کارون که نترس
دلبر ماست گمانم که خراميده به شهر
مصلحت نيست هوا عطر تو را حفظ کند
شاهدم ابر سياهيست که باريده به شهر
شاهدم اين همه نخل اند که اذعان دارند:
هيچ کس مثل تو "آن روز" نجنگيده به شهر
همچنان هستي و مي جنگي و مي داني که
دشمنت دوخته از روي هوس ديده به شهر
مثل طفلي که بچسبد به پدر وقت خطر
شهر چسبيده به تو، خون تو پاشيده به شهر...
شاعرش نمی دونم کیست. یک دوست خوبم برایم فرستاده. هرکس می دانست اطلاع دهد ممنونم می شوم
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9:5 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.