ما را هم می خواهی آقا؟
محرمت دارد روز به روز می گذرد آقا
آب که می خورم نیمه راه گلویم گیر میکند
واژه واژه عالم انگاه حسین شده اند و تشنگی قسمت می کنند
اما یک چیز دیگر هم هست
یک چیز که تو فقط می دانی و بس
سوالی بپرسم؟ امسال دیگر ما را نمی خواهی؟؟؟؟
آب که می خورم نیمه راه گلویم گیر میکند
واژه واژه عالم انگاه حسین شده اند و تشنگی قسمت می کنند
اما یک چیز دیگر هم هست
یک چیز که تو فقط می دانی و بس
سوالی بپرسم؟ امسال دیگر ما را نمی خواهی؟؟؟؟
پ.ن: این روز ها گاهی احساس میکنم زبانم از دلم حسینی تر است و این بدجور آزارم می دهد
پ.ن به شخص حسین ابن زهرا سلام الله علیها .......
اشاره: میگن به نام مادرت حساس بودی و حساس بود داداشت عباس و ....
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 9:11 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.