روزگار عاشقی
روزگار عاشقی فصل 1 :
آنقدر ذوق زده شده بودم
و آنقدر از یادت سرشار
که یادم رفت
برای بزرگ شدن، باید صبر کرد
ببخش اگر عجولانه بزرگ شدم
عجولانه و کج و معوج
فردا تو هستی
اما من.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تکلیف دل من با خودش روشن نیست
آنقدر ذوق زده شده بودم
و آنقدر از یادت سرشار
که یادم رفت
برای بزرگ شدن، باید صبر کرد
ببخش اگر عجولانه بزرگ شدم
عجولانه و کج و معوج
روز گار عاشقی فصل 2:
معمولا توی جلسه ها تکلیف خیلی چیزها معلوم میشه
دیروز، توی جلسه پایان سال
تکلیف خیلی چیز ها روشن شد
جز دل بی قرار من
راستش را بگو
اصلا تکلیف دل من توی صورتجلسه نگاه تو بود؟؟؟؟؟؟؟؟
فردا تو هستی
اما من.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تکلیف دل من با خودش روشن نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 10:15 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.