زیارتگاهی دور از هیاهوی شهر
چه حکایت غریبی است
هزار هزار حرف نگفته داری
هزار نقشه میشکی
اما وقت وقتش که می رسه.....
بابا عباس این دعوت قبول نبودها یادت باشه
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 19:39 توسط همراز
|
چه حکایت غریبی است
هزار هزار حرف نگفته داری
هزار نقشه میشکی
اما وقت وقتش که می رسه.....
بابا عباس این دعوت قبول نبودها یادت باشه
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.