طعم شیرین نگاهی مشتاق
سومین روز چله نشینی در آستان شهدای سادات:
شهید سید مرتضی(فرزاد)شیرنگی دانشجوی مهندسی دانشگاه فردوسی
شهید سید مرتضی(فرزاد)شیرنگی دانشجوی مهندسی دانشگاه فردوسی
در را که می زنیم منتظر می مانیم
یک روز گرم تابستان است
در را زنی با چشمانی به رنگ آسمان و به غایت مهربان مثل امام رئوفباز می کند
تا می فهمد از مشهد آمده ایم و از دیار امام رئوف
بر چشمانمان بوسه می زند و دعوتمان می کند به همه ی مهربانی اش
و بعد می فرستد دنبال دختر خاله ات
زنی که مادرت است با چشمانی به رنگ آسمان که حالا خیس گریه ی دلتنگی است، همه ی عطشمان را برای دانستن از سید مرتضی پاسخ می دهد.....
پ.ن: برایم مقدرو نشد تا مصاحبه ام با مادر شهید شیرنگی را در اینجا بگذارم ولی چه قدر موقع نوشتن این خطوط دلم برای طعم نگاه مهربانش تنگ شد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 7:44 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.