سید وعبدلله وطالب رحمت
وى مدت یک سال نیز در آنجا ادامه تحصیل داد و این دوره با شروع انقلاب فرهنگى و تعطیلى دانشگاهها مصادف گردید. از این رو به نیشابور بازگشت و مدت دو سال با چند تن از دوستان از جمله شهید چمنى مشغول خدمت در جهاد سازندگى شد. با بازگشایى مجدد دانشگاهها، براى ادامه تحصیل به مشهد سفر کرد و به مدت یکسال و نیم در آنجا مشغول به تحصیل شد و مدرک کارشناسى را دریافت نمود. پس از آن تمام روز و شب خود را پیوسته صرف انقلاب نمود. همکارى او با سپاه، جهاد، دانشگاه و مسایلى از این دست به صورت فشرده ادامه داشت. وى دوبار از طرف دانشگاه به جبهه عزیمت نمود که یکبار به همراه اعضاى دانشگاه جهت بازدید از منطقه بود و یکبار نیز از طرف بسیج بود.
شهید طالبیان بسیار ساده مىزیست و از تواضع بالایى برخوردار بود. در تمام زمینههاى عبادى و معنوى در حدى مطلوب بود و قبل از انقلاب به همراه دو تن از دوستانش که اکنون به شهادت رسیدهاند، برنامه اعتکاف داشت و همه روزه در سحرگاه به همراه این دو تن در مسجد جامع به بحث مىپرداخت. به مطالعه بسیار علاقه داشت و در زمینه مکتبهاى مختلف تحقیقات وسیعى داشت و در زمینه هنر نگارگرى بسیار شفاف و ظریف کار مىکرد.
سید در سومین سفر خود به جبهه، در منطقه مهران بر اثر اصابت ترکش خمپاره به چند نقطه از بدنش، در تاریخ 65/2/29 به درجه رفیع شهادت رسید.
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.