آرزوی زمستانی
به شهید حسین علم الهدا
کاش یکی اختیار زمان را دراین ثانیه های بی سر انجام به من می داد
تا میتوانستم به آن دی ماه بارانی سفر کنم
و گونه های خیس تو را
و استخوان های شکسته ات را
و چفیه ای خاکی و خونی ات را
برای نسل امروز
ترجمه کنم
پ.ن: دلم برای وسعت بی انتهای مهربانی ات تنگ شده حسین
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6:15 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.