روز بیست وهشتم چله نشینی در محضر شهدای سادات: شهید سید اکبر وسیدعطاالله میرمحمدی(باباعطا)

سلام بابا عطا
دلتنگی هایم را یادت هست. بهشت زهرا ، گشتن و گشتن و گشتن و نیافتن... گم شدن و پیدا شدن
حتی تصورش را هم نمی کردم این همه دلنازک باشی
خواب دیدم که گفتی یاسین بخوانم برای اویس قرنی
یادت هست؟
می خواستم زخم های دلم را نشانت بدهم ...
اما الان دلم می خواهد دست هایم را برای رقیه کوچکت دراز کنم و ....
مثل همان روز های آخر ماه رمضان حرم جدت سید الشهداء
نمی دانم چرا
شاید چون اینجا امید اجابت بیشتری میرود
حالا چه کار میکنی؟

یعنی میشه امروز برای من تولدی دوباره باشه

http://yashahid.blogfa.com/post-1585.aspx

پ.ن :چهل روزنشده اما گمانم دامن بیش از چهل شهید (۴۷)را به گل نیاز آراسته ایم.امید که جملگی شان امشب در محضر حضرت مادر (س) وساطتی بکنند