مطلع غزلگریه امشبم میخ گداخته است
به نام خدای مادر حسین (سلام الله علیها)
امشب از چشمم غزل می چکد مادر/ غزلی که مطلعش میخ گداخته است/ردیفش آه است و قافیه اش درب نیم سوخته
امشب از چشمم غزل می چکد/و چشمم انتظار می کشد /دیدار برادر متولد نشده ای را که در خون شناور است
اصل حادثه پشت در بود/وقتی تو آنجا بودی/ وگرنه شمر سگ کی بود که بخواهد سر حسین(ع).......
امشب آمده ام برای تاریکی شب هایم /نوری بگیرم از خانه ات .............
پ.ن : بچه که بودم خانه مان یاس داشت/یاس ریشه در زمین داشت /و بویش در آسمان .....
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20:25 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.