بوی یاس پیچیده در مشام شهر
رد بو را می گیرم
می رسم به کوچه ای باریک
به باریکی عبور یک زن
همراه کودکی 6 ساله
شامه ام را پر از رایحه ی یاس می کنم
خاطرات کودکی ام
قل می خورد توی ذهن خسته ام
آن سوی خاطرات کودکی و نوجوانی ام کسی است
شبیه یک یاس زخمییییییییییی

پ.ن: بچه گی عالمی داشتیم با بوی یاس