من اینم(تبلیغات انتخاباتی شهدا)
ذا دانشگاه رسالتهائى دارد
دانشجوها رسالتهائى داشته و دارند لزوماً بایستى این رسالتها ایفا شود. دانشجوها
جایگاه خودشان را بدانند و شرایط انقلاب را مىدانیم همه مان انشاءاللّه بیشتر
بدانیم و بتوانیم ان شاءاللّه مفید واقع بشویم، خداى ناکرده به هر صورت زندگى روزمره
و تحصیل و احیاناً نوع ماها اشتغال به کارهاى اجرائى ما را سخت در قالبى که داریم
نگه مان ندارد و بعد همیشه به اصطلاح ما دنباله رو دیگران باشیم و بدانیم در چه
شرائطى هستیم. من خدمت بعضى از برادران عرض کردهام که خیلى از ما واقعاً شرایطى
گذراندیم که ابتدا خیلى مسائل برایمان روبراه و مرتب بوده اما دفعتاً متوجه شدیم
که نه اینجور نمىبایست باشد و بعد ما متوجه شدیم. دانشگاه و دانشجو در واقع
بایستى به انقلاب و بلکه به مردم جهت بدهد و جهت هم البته بگیرد. اما اینکه مردم
یک چیزى را انجام بدهند و ما بعد بگوییم صحیح است، این وظیفه خطیر دانشجو نیست و
الحمداللّه که اینطور نبوده البته خوب گاهى احساس مىشود خصوصاً الان بیشتر از این
باید باشد یک وقتى ما واقعاً دلمان خوش بود که دولت اسلامى روى کار آمده و انقلاب
پیروز شده و رژیم شاه سرنگون شده و چه شده و چه شده... و یک وقتى دیدیم که جمعى از
دانشگاه نهیبى زدند به حاکمیت انقلاب و به دولت موقت و دولت عهده دار امور و شوراى
موقت و بعد معلوم شد که خیلى وضع روبراه نبوده، خوب اگر همان جمع دانشجو بیدار
نبودند متأثر از مواضع بحق حضرت امام نبودند و متأثر از مواضع اصیل انقلاب نبودند
معلوم نبود که کار به کجا مىکشید.
حالا چون الحمداللَّه
گروهکها هم نیستند و آن تعارضات سیاسى داخل دانشگاه حل شده انقلاب فرهنگى هم که
شده، این تصور پیش مىآید که خوب مسائل حل شده است این نگرانى هست به هر صورت در
بیان همه مسؤولین هم ذکر شده این مطلب. این است که قائلیم که بایستى دانشجوها
متوجه دقیق و درست امور باشند همینطور که هستند الحمدا.. در مسائل جنگ مخصوصاً.
ولى خوب مسائل دیگر هم هست که جامعه بایستى از دانشگاه واقعاً در جهت انقلاب هم
مایه بگیرد یعنى مایه هائى که مردم از دانشگاه مىگیرند صرفاً همان تخصص و یا
احیاناً مدارج علمى، مدارک علمى صرفاً همین که نیست علم اجتماع، علم انقلاب و علم
تحول اجتماعى آن چیزى که به هر صورت امروز عمدهترین مسأله ما هست و شاید بشود گفت
صد هزار شهید در همین رابطه ما دادیم. بایست مردم از این جهت هم از دانشگاه مایه
بگیرند. خوب این جاى نگرانى هست به این جهت ما در واقع خواستیم در خدمت آقایان
باشیم و مسائلى که بایستى در دانشگاه باشد مسائل اصلى و اساسى انقلاب ان شاء اللّه
احیاء بشود و باشد... و آمدن ما به معناى نفى گذشته نیست تکمیل گذشته است.
سؤال دیگر این است که
برنامههاى انجمن چیست؟ مشخص است اما یک چیزى هست و آن اینکه تفسیر ما از
برنامههاى انجمن چیست ما تفسیرمان این است که شاید به یک معنا همان تفسیر فرمایش
حضرت امام باشد که فرمودند: »رسالت انجمنهاى اسلامى همان رسالت انبیا است«، اما
خود این تفسیر دارد، یعنى چگونه رسالت انبیا، چه رسالتى از انبیا براى انبیا
رسالتهاى متعددى ذکر مىشود آنچه که بنده در این وقت کم مىتوانم ذکر کنم این است
که انجمن در دو وجه حسنات و صالحات مىتواند کار کند. حسنات انجمن همین امورى است
که معمولاً جلسات و محافل و مراسم تبلیغى فرهنگى و چیزهائى که از این قبیل هست و
صالحات انجمن هم همان که عرض کردم رسالت دانشجو در شرایط فعلى انقلاب که آن چیزى
که مردم امید دارند به دانشگاه، مردم به جماعت دانشجو امید دارند امیدشان هم امید
نابجائى نیست در واقع سابقه تاریخى دانشگاه این را نشان داده که این یک امید به
حقى است. و لذا انجمن در این دو برخورد مىتواند نقش خودش را ایفاء کند یعنى امور
جارى انجمن مثل مجالس و محافل و مراسم مذهبى و بزرگداشتها و شعائر مذهبى و تبلیغ
امور فرهنگى اسلامى و صالحات هم همان مسائلى که باعث تحرک و تحول اجتماعى، مایه
دادن به توده مردم و رسالت دانشجویى و... نظر شخصى خود من این است که )یعنى این را
من از جهت خودم عرض نمىکنم از نظر برادران و خواهرانى که اینجا هستند و خدمتشان
ما ارادت داریم و شأن ما این نیست که خدمت آنها این مطالب را عرض بکنیم( ولى
واقعیت این است که این 7-8 سالى که بر انقلاب گذشته تجربه هائى را براى خیلىها
بوجود آورده و از این تجربهها باید استفاده بشود یعنى این دانشگاه همین شرایط را
نداشته بلکه شرایط حادترى داشته در زمان انقلاب، در بعد از انقلاب، در ما قبل از
انقلاب فرهنگى، در دوره دولت موقت، در زمان انقلاب فرهنگى، در زمان فعالیّتهاى
گروهکها و در بعد از آن و لذا خوب اگر برادرانى که ما خدمتشان ارادت داریم هستند
که خیلى هم کمک دارند به انجمن پیشقدم مىشدند که خیلى از ما جلوتر هستند به مسائل
و از اطلاعات و تجربه هایشان استفاده بکنیم البته بهتر است.
والسلام.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 8:8 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.