یوسف همسایه
یوسف اونا 16 سالش بود سال 61 که شهید شد. از زندگی زمینی اش چیزی یادم نیست
سالها قبل شنیدم که هر کس سوره های 4 قل و شمس و ضحی و لیل رو موقع خواب 7 بار بخونه خواب هر کسی رو بخواد می بینه
و من هر بار می خوندم تاخواب شهید علم الهدا رو ببینم... این یوسف رو خواب میدیدم
حکایتی شده بود برای خودش .. تا اینکه بعد
از حدود 20 سال رفتم دنبال قبرش توی گلزار شهدای .... یک روز خیلی گرم بو
هرم گرما دیوانه ام کرده بود و مدام توی راه فکر میکردم که بعد این همه سال
پیداش نمی کنم ....خصوصا با این ماجرا یکسان سازی قبور شهدا ....
ناگهان سرم رو که پایین انداختم دیدم نوشته شهید یوسف . ر .. فرزند داوود و...
دو سال قبل هم ماموریتی رفته بودم شمال...
قبل از ماموریت خوابی دیدم دو مورد این شهید یوسف ... ولی وقتی رفتم در
خونه شون با خودم فکر کردم اون که منو بعد 25 سال نمی شناسن پس منصرف شدم و
بر گشتم.. گفتم میرم به بنیاد میگم... تا در بنیاد هم رفتم و پشیمون شدم.
دوباره چند ماه قبل خواب دیدم یوسف اومده و خونه شون رو که خیلی خیلی بزرگ هم هست تبدیل به مدرسه کرده
مدرسه شلوغ بود و زندگی درش جریان داشت.
با روحانی اداره مشورت کردم که به خانواده شهید بگم یا نه چون خواب تکرار شده ممکنه حاوی پیامی خاص باشه
آقای ب گفت : صلاح نیست . ممکن این کار باعث آزار خانواده شهید بشه
ولی احتیاطا توی سایت بنیاد شهید استان یادداشتی گذاشتم و خوابم رو گفتم و مشخصات و آدرس خونه شهید رو دادم که اطلاع رسانی کنند
دو هفته پیش هم که رفته بودیم شمال تنها یک روز غیر تعطیل وقت داشتم که نشد برم بنیاد
غروب 5 شنبه مادر گفت : بریم تو شهر قدم بزنیم. از خونه که بیرون اومدیم : گفت بریم خونه داییی
خونه دایی رو گم کردیم و سر از مزار در آوردیم. مادر رفت سراغ مادر بزرگ و دایی جانش و من هم رفتم قطعه شهدا و سراغ یوسف
خجالت می کشیدم وعذر خواهی کردم ..........
مادر که اومد گفتم این شهید رو میشناسی؟
گفت : نه
گفتم : یوسف .. یوسف داوود
یه هو مادر گفت موافقی برگشتنا از مسیر مهدیه بریم و یه سرهم بریم خونه حاجی ر.
موافق بودم و از خدا هم می خواستم
به یوسف گفتم : خوب اگه خواب من حاوی پیامه خودت زمینه گفتنشو فراهم کن
حاج خانم ر. تا مادر رو دید زد زیر گریه و.... فرصتی هم شد که من هم خواب هایم را بگویم
حاجی ر.. گفت: کی خواب دیدی ؟
تاریخ خواب رو که گفتم . معلوم شد همون زمان حاجی داوود ر . 3000 متر زمین به نام شهید به آ. پ اهدا کرده.....برای احداث مدرسه ای به نام شهید ........
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.