دریا را می خواهم
مرا کیفیت چشم تو کافی نیست
کارم از ریاضت کشی گذشته است
تشنه ام..... به زلال قمقمه ات نیاز دارم
اصلا به قمقمه ات هم راضی نیستم
دریا را می خواهم
دریا با همه ی خورد و ریز هایش
با رود خانه های کوچکش که توی نقشه جغرافیا نخی بیشتر نیستند
اصلا حالا که بحث سهم خواهی است
من سهم بیشتری می خواهم
سهم بغض هایم، سهم دلتنگی هایم، سهم ......
همه ی خودم را می خواهم
خود گمشده ام را
خودم را پس بده
پ.ن: .....بغضی که فرو خورده شد
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15:19 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.