این روز ها مجتبی کوچولوی ما مدام توی لشگر امام حسین شمشیر میزنه :)
یک روسری به شکل عمامه می پیچه دور سرش
یه روسری هم مثل عبا یا شنب می اندازه روی دوشش
به خاله زینبش هم میگه : تو روی صندلی بشین و امام حسین باش
بعد هم وقتی خودش آماده شد، آرام آرام میره پیش امام حسین تا ازش اجازه بگیره
به نزدیکش که میرسه با یک لحن شیرین و خالصانه ای میگه : یا حلیبی
بعد ما می زنیم زیر خنده و صد بار بهش میگیم : حلیبی نه بگو حبیبی
امام مجتبی کوچولو به خرجش نمیره که نمیره و باز با التماس میگه : یا حلیبی

می دونم که غلط مجتبی از درست ما پیش امام حسین محبوب تره
پس منم با لهجه ی مجتبی میگم: به تو و عشق تو سخت محتاجم یا حلیبی .