شروعی معطر
صبح رفتم حرم
برای عرض ادب
و کسب اجازه
و طلب استمداد
برای عرض ادب
و کسب اجازه
و طلب استمداد
از حضرت رئوف علیه السلام برای شروع دوباره کار برای شهدا و خدمت به بچه های شهدا
وامروز با وضو کلید رو توی قفل در اتاقی که سه ماه بسته بود چرخاندم
خدایا .......
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16:35 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.