سهمی از سرفه هایت به من بده
در این شبهای بی قراری
بد جور گلویم می سوزد از عطش

نظر آقای قربانی برای این پست در وبلاگ قبلی

تصور کنيد يک شبي به هر دليلي نشه بخوابيدفرداي آن شب چه حالي داريد يک موردش اين که سردرد وبي حوصله هستي حالا تصور کن که هيچ شب عمرت را نخوابي خوب دراين صورت روزهاي زندگيت چطور خواهد بود.اين مطلب گفتم که بگم من دوستي دارم که بعلت شيميايي شدن نمي تواند بخوابد فقط چند دقيقه اي درحالت نشسته حالا تصور کنيد اين آقا چه حالي خواهد داشت باورکنبد هر موقع اين بزرگوار را ملاقات مي کنم کلي شوخي ميکندوهميشه خنده بر لب دارد
پاسخ
سلام حاج آقا. كشتيد ما رو با اين نظر....شب اول محرم نتونستم بخوابم تا نزديكاي صبح اشكم قطع نمي شد.... صبح تو زيارت عاشورا از يكي از همكارا دو تا قرص گرفتم بازم تا شب سرم درد مي كرد.فقط يه شب بود. كاش ميشد اين دردها و سرفه ها را قسمت كرد. بي تعارف ميگم ها از وقتي اين پست رو نوشتم خيلي به اين موضوع فكر كردم......