خدایا می خواهم قشنگ بمیرم
با خواهرم از خیابانی عبور می کردیم . کسی گربه ای را زیر گرفته بود.
خواهرم گفت : آخی بیچاره چه قدر درد کشیده...
ببین در گربه ها هم مرگ قشنگ و زشت داره
بعدش گفت: خدایا دوست دارم قشنگ بمیرم . تمییزبمیرم
خواهرم گفت : آخی بیچاره چه قدر درد کشیده...
ببین در گربه ها هم مرگ قشنگ و زشت داره
بعدش گفت: خدایا دوست دارم قشنگ بمیرم . تمییزبمیرم
پ.ن: رانندگان محترم لطفا مواظب گربه ها باشید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18:39 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.