آن یک از هزاران
دانشجوى شهيد سيد احمد معافى رشته تحصيلى: الهيات محل شهادت: تنگه چزابه
شهيد معافى به هنگام تحصيل در دانشگاه از اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه بود و در اين انجمن شركت فعّال داشت و از كسانى بود كه دائماً با گروهكها به بحث و مبارزه مىپرداخت براى تصرف ستاد منافقين ضد خلق در مشهد فعاليت زيادى مىكرد و همچنين در كلاسهاى شهيد ديالمه شركت مىجست. وى پس از تعطيل دانشگاهها و بازگشت به رامسر همزمان با تشكيل جهاد سازندگى از اولين كسانى بود كه وارد جهاد سازندگى شد و بى قرار و پر انرژى در اين نهاد به فعاليّت شبانه روزى مشغول شد و مدتى نيز مسؤول امور مالى نهضت سواد آموزى و همچنين دبير دبيرستانهاى رامسر بود و همزمان در گروه مقاومت و انجمن اسلامى نارنج بن فعاليّت مىكرد.
وى همچنين با همكارى سپاه و ديگر دوستانش، يك كتابفروشى در اين محل ايجاد نمود كه مركز فعاليّت جوانان مؤمن و متعهد نارنج بن بود. اعزام شدن به اشكور جهت رأىگيرى و درو نمودن گندم كشاورزان، بردن فيلم به روستاها و سخنرانى در كنار آن از ديگر فعاليتهاى اين شهيد بود. اين شهيد عزيز بارها از سوى منافقين تهديد به مرگ شده بود و يك بار كه با دوستان از نمايش فيلم در يكى از روستاها باز مىگشتند، منافقين با گذاشتن سنگ در جاده سعى نمودند كه ماشين را منحرف و به درّه پرت نمايند كه به اين هدف شوم خود نرسيدند و يك شب نيز در جلوى منزل وى بمبى منفجر كردند كه اين بار هم به منظور پليد خود نرسيدند. اين همه فعاليت وى را راضى نمىكرد و هميشه آرزوى رفتن به جبهه را داشت كه راهى جبهه نبرد حق عليه باطل شد و پس از مدتى فعاليّت در قسمت تخريب به فيض عظيم شهادت نايل گشت.
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.