گله
دارم از زلف سیاهت گله چندان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
پ.ن: گاهی باید دندان روی جگر گذاشت و حرفهایی را نگفت
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 17:55 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.