مطمنم این خطوط را می خوانی
حسین عزیز!
در این لحظات غروب ... نمیدانم با کدام جرات قلم به دست گرفته ام و برای تو مینویسم، شاید به خاطر اینکه یک جریان ..... گاهی در دلم راجع به اینکه نامه هایم را میخوانی..... بگذریم.بهار 79
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 12:26 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.