علی و باباش
یازدهیمن روز چله نشینی در آستان شهدای سادات: شهید سید حسین حسینی فر
میگه: شهدا هم هر از گاهی دور هم جمع میشن دیگه درسته؟
میگم: والا چه عرض کنم. لابد دیگه
میگه : یه کاری کردم که هر وقت شهدا دور هم جمع میشن ، بابای من با افتخار سرشو بالا میگیره و میگه این علی منِ ها
پ.ن: امروز ساعت ۱۰ سیدعلی از پایان نامه فوق لیسانسش در رشته مهندسی کشاورزی شاخه دام دفاع میکنه
امید وارم بابا حسینش در کنار سیدعلی برای ما هم دعا کنه
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۱ ساعت 5:59 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.