اگر هدف خدا نباشدکارهایمان عملگی است
روز سی و دوم چله ی نشینی آستان شهدای سادات: دانشجوى شیمى شهید سیدجوادعلوى مقدم
در مشهد به کلاس درس اساتیدى چون، شهید هاشمى نژاد و شهید کامیاب، آیت اللّه خامنهاى و حجة الاسلام فرزانه مىرفت بچههاى دیگر را هم توصیه و تشویق مىکرد که در کلاسهاى آنها شرکت کنند. پیوند طلاب و دانشجویان را به عنوان عنصرى که تضمین کننده، و رشد دهنده انقلاب است، پذیرفته بود و در زندان نیز با طلبهاى فعال آشنا شد و همیشه پس از آزادى به سراغ ایشان مىرفت.
شهید در رابطه با گروهکهاى منافق مىگفت: "منافقین مانند صدام هستند، ایدئولوژى سرشان نمىشود، و حتى گروهکهایى که به اعتبار خط امام بودنشان افراد صادق را جذب مىکنند، مثل نهضت مجاهدین و جنبش مسلمانان مبارز از کجا صلاحیت پیدا کردهاند که ادعا مىکنند فقط ما ایدئولوژى اسلامى را فهمیدهایم و قادر به ارائه منسجم و سیستماتیک آن هستیم و اگر چنین است پس نقش وحى و انبیا و ائمه چه مىشود؟ نقش کتاب الله و عترت پیامبر چه مىشود؟ و اگر به این سادگى مىشود ایدئولوژى اسلام را در قالبهاى تنگ و فرسوده معیارهاى گرفته شده از مارکسیسم ریخت و به خورد افراد داد پس چرا علما و فقهاى اسلام، یک عمر در حوزهها درس بخوانند و رنج ببرند؟ آنچه باید در رابطه با افراد و جریانات در نظر گرفت، این است که چقدر تسلیم امام هستند، و عملاً حرفهایش را اجرا مىکنند. و خدا را شکر مىکنم که توانستهام امام را بیشتر بشناسم و تسلیم شوم، و مهم این است که انسان اگر مىرسد به چیزى که درست نیست و ضعف دارد و چیز بهتر از آن هم وجود دارد بگوید که ضعف دارد و آن چیز برتر را انتخاب کند و دیگر روى مطلب نادرست پافشارى نکند. در کارها مهم، انگیزه و هدف است. اگر انگیزه و هدف در جهت الله نباشد کار صرفاً کار است و عملزدگى".
بخشى از وصیتنامه شهید
به همه برادران و خواهران، من توصیه مىکنم که به دستورات امام و روحانیت، متعهد باشند روحانیتى که امام را درک کرده باشد و عشق به امام داشته باشد و عقلاً تسلیم امام باشد".
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.