با مرتضی رفتیم سراغ حاجی کاوه
نبودند در آن خانه که....
همسایه گفت : از عید تا به حال ندیدمشان .... خیلی کم می آیند
گاهی چه قدر زود
و در سایه غلفت ما(با عذر خواهی از قیصر) 
دیر میشود

پ.ن: عطف به پست قبل