اینکه درست در آستانه ی زمستان
و درست روز های اول دی ماه
و در سرمای استخوان سوز این روز ها
خدا آدم را حواله بدهد به
بهار
حتما حکمتی دارد
که فقط خود خود خودش می داند و بس

پس ای بهار
بدان که دست های منتظر من
به امید باران رحمت الهی
به سوی تو دراز است
بر من ببار همچنان که
ابرهای اردیبهشت
بر صحراهای داغ و سوزان می بارند

می خواهم دیر نپاییده
دشتی پر از شقایق
در من جوانه بزند

پ.ن: تقدیم به شهید مرتضی بهار