هنوز... ناگهان
ظهور تصوير تو
در ناگهاني از دلتنگي ها
در مسيري كه بايد بكشي ادم را به آن سمت
و باز مهماني از
آندسته كه بوي تو را مي دهند
در ناگهاني از دلتنگي ها
در مسيري كه بايد بكشي ادم را به آن سمت
و باز مهماني از
آندسته كه بوي تو را مي دهند
و تو انگار هنوز هم....
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 8:3 توسط همراز
|
اینجا شهید آباد کوچکی است که دلتنگی های مرا کریمانه در خود جای می دهد روزگاری نامش عشقستان اسماعیل بود.